وبلاگicon
شگفتی های قرآن کریم ...
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
شگفتی های قرآن کریم ...


 


دوستان عزیز ، سلامـــــــــــ

 

 

 

من سعی می کنم در این وب اطلاعاتی درباره ی قرآن و شگفتی های آن در اختیارتان بگذارم ؛ و 


.

 

 

 

قرآن کریم چیست ؟

قرآن، کلام اعجاز آمیز خداوند بزرگ است که برای هدایت بشر به رسول گرامی اسلام وحی شد. همزمان با نزول این وحی الهی بر رسول گرامی اسلام، به وسیله یاران آن وجود مقدس، نوشته می شد و در مصحف ها نگهداری می گردید. این گونه نیست که فقط رسول گرامی اسلام آن را برای نسلهای بعدی نقل کرده باشد. بلکه بسیاری از یاران بزرگوار آن وجود مقدس، برای نسل های بعد نقل کردند که این کتاب از ناحیه خدا بر رسولش نازل گردید.


همان گونه که خود وحی منزل و کلام منیر برای عرب آن روزگار تازگی داشت، نامگذاری آن نیز مقرون به تازگی بود. دلیل این امر روشن بود؛ زیرا رسول گرامی اسلام از همان آغاز تولد تا بعثت و بعد از آن هجرت، دارای سلوک و مشیی متفاوت با اعراب آن روزگار بود.


بنابراین اگر حتی نامگذاری این مصحف شریف نیز یک نامگذاری منحصر به فرد و جدید باشد جای تعجّب نیست. زیرا بنای رسول گرامی اسلام بر این بود که « طریقه ای جدید » در آن برهوت فرهنگی ایجاد نماید.

این گونه است که خدای بزرگ به وسیله « معجزه ختمیه » اصطلاحاتی خلق می کند که برای اعراب جاهلی تازگی داشت. دلیل این کار نیز روشن بود.


چرا که کلمات شایع و مورد استفاده اعراب جاهلی توانایی حمل معانی اسلامی که به وسیله این الفاظ برای بشر نازل می گردید، نداشت. زیرا آن کلمات شایع و متعارف، محصول فکر و اندیشه، فرهنگ جاهلی بود و اسلام، مخالف فرهنگ جاهلی بود.


از طرفی، ایجاد اصطلاحات خاص اسلامی از دیده ای دیگر نیز حکایت داشت و آن دیده، دین بود که خدای بزرگ بدین وسیله می خواست، طبع اعراب را دچار تغییر و تحول نماید. نیز این کار باعث فرق گذاری بین فرهنگ اسلام و دیگر فرهنگ ها می گردید.


لذاست که خداوند چه برای مجموعه وحی خود و چه برای بخش های مختلف آن مانند « سوره و آیه » نامهای جدیدی برمی گزیند که با نامهایی که اعراب برای کلام خود به کار می برند، فرق دارد. انتخاب به این نامها بی ضابطه نبوده و میان این نامها و ریشه هایی که این نامها به آن بر می گردد، رموز و قواعد خاصی مراعات گردیده است.


برای این « مصحف شریف » نامهای زیادی ذکر شده است. همه این نامها نیز از سوی خداوند بزرگ به رسولش وحی شده است. اما از مجموع این نامها دو نام شهرت یافته است: یکی « قرآن » و دیگری « کتاب ».


هر دو نام قرآن و کتاب ریشه در زبان آرامی دارد.

در زبان « آرامی » کتابن به معنای نگاشتن حروف و قرائت به معنای خواندن است.

کلمه « القرآن » پنجاه بار به کار رفته که در همه موارد منظور همین کتاب شریف است.

کلمه « الکتاب » نیز در چهل و هفت مورد در قرآن اطلاق شده است. مع ذلک نامیدن این مجموعه وحی، به این دو نام متفاوت، کاملاً طبیعی است. زیرا وحی محمدی در همه مراحل تاریخش، مفاد این دو تعبیر را در بر داشته و نصوص و تعالیم آن هم در خط و سطور نقش بسته و هم با خواندن و حفظ کردن در سینه ها ضبط گردیده است.


برای نامگذاری این مصحف شریف به « کتاب و قرآن » وجوهی توسط دانشمندان اسلامی ذکر شده است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

1) انتخاب این نام (قرآن) برای این کتاب بدین لحاظ است که مردم پیوسته متوجه خواندن آن باشند و نباید آن را متروک بگذارند.

2) این کتاب، مرتبه ای از کلام، بلکه علم الهی است و مقام حقیقی آن بسی بالاتر از آن است که به صورت الفاظ درآید. ولی خداوند متعال بر مردم منّت نهاد و آن را چندان تنزل داد تا به صورت الفاظ خواندنی درآمد و این نام برای آگاهی دادن به این مطلب است.

3) این وصف _ قرآن _ بدان جهت است که این کتاب را خدای متعال برای پیغمبر خوانده است. چنان که در سوره قیامت آیه 18، می فرماید:

« فاذا قرأناه فاتّبع قرآنه »

« پس آن گاه که آن را خواندیم، خواندنش را پی گیر. »             


http://www.asemooni.com/religion/islam/what-is-the-quran

 




      




دانستنی‍های قرآن,آیا می دانید,آیا میدانید,اطلاعات عمومی

دانستنی‍های قرآن

آیا می دانید .... قرآن دارای 114 سوره است.

آیا می دانید ....قرآن دارای  6236  آیه است.

آیا می دانید ....قرآن 114 بسم الله الرحمن الرحیم دارد.

آیا می دانید ....قرآن دارای 120 حزب می باشد.

آیا می دانید ....قرآن 30 جز  دارد.

آیا می دانید ....بزرگترین سوره قرآن بقره است.

آیا می دانید ....کوچکترین سوره قرآن کوثر می باشد.

آیا می دانید ....بهترین آیه،  آیه الکرسی است.

آیا می دانید ....آیه  282 سوره بقره بزرگترین آیه قرآن است.

آیا می دانید ....عظیم ترین آیات  بسم الله الرحمن الرحیم می باشد.

آیا می دانید ....کوچکترین آیه قرآن  مدها متان  در سوره الرحمن  است.

آیا می دانید ....بهترین شب در قرآن  شب قدر است.

آیا می دانید ....بهترین ماه  در قرآن ماه رمضان  است.

آیا می دانید ....بهترین سوره قرآن  یس است.

آیا می دانید ....سوره حمد  به مادر قرآن معروف است.

آیا می دانید ....سوره فجر به سوره امام حسین (ع)  معروف است.

آیا می دانید ....بهترین خوردنی که در قرآن ذکر شده عسل میباشد.

آیا می دانید ....بهترین نوشیدنی که در قرآن به آن اشاره شده است شیر می باشد.

آیا می دانید ....در قرآن مجید پانزده آیه سجده دار وجود دارد که بعد از شنیدن یا خواندن چهار آیه آن سجده واجب می شود وباید سجده کرد، یازده آیه دیگر سجده مستحبی است،یعنی اگر سجده نکنی هم اشکالی ندارد.
سجده های واجب
1- آیه 15 سوره سجده (الجُرُزْ و یا اَلْمَضاجِعْ)
2- آیه 37 سوره فصلت
3- آخرین آیه سوره نَجم
4- آخرین آیه سوره عَلَقْ.

منبع:radioquran.ir

بیتوته

tebyan.net

?

 




      


متن سوره علق

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ?1? خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ?2? اقْرَأْ وَرَبُّکَ الأکْرَمُ ?3? الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ?4?


عَلَّمَ الإنْسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ ?5? کَلا إِنَّ الإنْسَانَ لَیَطْغَى ?6? أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى ?7? إِنَّ إِلَى رَبِّکَ الرُّجْعَى ?8?

 

أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهَى ?9? عَبْدًا إِذَا صَلَّى ?10? أَرَأَیْتَ إِنْ کَانَ عَلَى الْهُدَى ?11? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى ?12?

 

أَرَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَتَوَلَّى ?13? أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى ?14? کَلا لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِیَةِ ?15?

 

نَاصِیَةٍ کَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ ?16? فَلْیَدْعُ نَادِیَهُ ?17? سَنَدْعُ الزَّبَانِیَةَ ?18? کَلا لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ ?19?


ترجمه

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

(ای رسول گرامی برخیز و قرآن را) به نام پروردرگارت که خدای آفریننده عالم است (بر خلق) قرائت کن. ( 1 )

 آن خدایی که آدمی را از خون بسته (که تحول نطفه است) بیافرید. ( 2 )

 بخوان و (بدان که) پروردگار تو کریم‌ترین کریمان عالم است. ( 3 )

 آن خدایی که بشر را علم نوشتن به قلم آموخت. ( 4 )

 به آدمی آنچه را که نمی‌دانست تعلیم داد. ( 5 )

 راستی که انسان سرکش و مغرور می‌شود. ( 6 )

چون که خود را در غنا و دارایی ببیند. ( 7 )

 محققا (پس از مرگ) باز گشت به سوی پروردگار تو خواهد بود. ( 8 )

 دیدی آن کس را که منع (و تمسخر) می‌کرد؟ ( 9 )

 آن بنده خدای را که به نماز مشغول شد؟ (مراد ابو جهل است که بر نماز، پیغمبر و اصحابش را به مسخرگی می‌آزرد). ( 10 )

 آیا چه می‌بینی اگر آن بنده (یا رسول) به راه راست باشد. ( 11 )

 و خلق را به تقوا و پرهیزکاری امر کند (حال آنکه او را از نماز باز می‌دارد چگونه خواهد بود) (12)

آیا شما مردم بر این کس که حق را تکذیب می‌کند و (از رسول او) رو می‌گرداند چه رأی می‌دهید؟ ( 13 )

 آیا او ندانست که خدا (اعمال زشتش را) می‌بیند (و از او روزی انتقام می‌کشد). ( 14 )

 هرگز (این را نداند)، اگر او (از کفر و ظلم و تکذیبش) دست نکشد البته ما موی پیشانیشن (به قهر و انتقام) بگیریم. ( 15 )

 آن پیشانی دروغزن خطا پیشه را (به خاک هلاک کشیم). ( 16 )

 آن گاه او هر که از قبیله و عشیره خود را خواهد بخواند (که از هلاکش برهانند و هیچ کس نتواند). ( 17 )

ما هم زبانیه دوزخ را (که فرشتگان قهر و عذاب و مأموران آتش جهنم‌اند، بر گرفتن او) می‌خوانیم. ( 18 )

 (ای رسول گرامی) چنین نیست (که ابو جهل پنداشته که تو را به زجر و ظلم مطیع خود تواند کرد) تو هیچ از او اطاعت مکن و به نماز و سجده خدا پرداز و به حق نزدیک شو (که سجده و نماز موجب قرب حضرت بی نیاز است)

 

 

 

 

 

 

فضیلت

 

فضیلت و خواص سوره علق

نود و ششمین سوره قران است که مکی  و 9 آیه دارد.

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: کسی که سوره علق را در شب یا روز قرائت نماید و پس از آن از دنیا برود شهید از دنیا رفته است و در درجه شهیدان و مانند کسی است که در رکاب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم جهاد کرده است.(1)

این سوره اولین سوره ای است که بر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم نازل شده است(2)  

و یکی از چهار سوره ی سجده دار قرآن است که واجب است وقتی به آیه مورد نظر رسیدیم سجده کنیم.

آثار و برکات سوره

الف)در امان بودن در سفرهای دریایی 

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر کس سفر دریایی می کند اگر سوره علق را بخواند از غرق شدن در امان می ماند .(3)  

ب)حفاظت مخازن از شر آفات 

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: اگر سوره علق را بر در مخزن یا انباری بخوانند خداوند آن را از شر هر آفت و سارقی مصون می دارد تا اینکه مالکش آن را بیرون آورد.(4) 

 

 

 

 

 

quran.anhar.ir

 




      


آسمان از دیدگاه قران

قرآن کتاب مقدس ما مسلمانان 1400 سال پیش بر پیامبر اعظم نازل گشت تا مایه هدایت تمام جهانیان باشد.در این کتاب مقدس درباره موضوعاتی صحبت شده است که هم اکنون این مطالب کشف می شود.که قرآن آنها را به طور مستقیم یا غیر مستقیم بیان نموده است.یکی از این موضوعات آسمان می باشد.آسمان در قران با کلمه سماء و مشتقات آن یاد شده است.اما توضیحی اندک درباره آسمان،اسمانی که مد نظر ماست جو کره زمین است(در قرآن آسمان به موضوعاتی مشابه همچون فضای بین کرات و سیاره ها نیز به کار رفته است)جو همان توده هوای متراکم است که که دورادور زمین ره پوشانده است و از لایه های مختلف ساخته شده است،و ضخامت آن چند صد کیلومتر است و مقاومت ان از یک سد پولادی چند متری نیز بیشتر است.ابتدا تصور می شود که جهان خلقت 500 سال نوری است در حالی که بعد ها توسط رصد خانه های بزرگ کشف شد که این مقدار یک میلیارد سال نوری است و این تازه اول جهان آفرینش است.

1) وَ جَعَلنا السَّماء سَقفً محفوظاً و هم عن ایاتها معرضون(انبیا/32)

این آیه یکی از آیاتی است که اسرار زیادی در آن نهفته است و تعدادی از این اسرار هم اکنون کشف گردیده و شاید اسرار دیگری نیز در آینده کشف شود.خداوند در این آیه آسمان را همچون حفاظی برای زمین میداند.

? امّا بررسی موضوع از نظر علمی:

در جهان ما شهاب ها و سنگ های سر گردان بسیار زیادی وجود دارد که اندازه آنها از شهاب هایی به اندازه یک دانه شن تا شهاب هایی بس بزرگ میرسد که هر لحظه امکان اصابت آن به سیارات مخصوصاً کره زمین وجود دارد. سرعت این شهاب ها که گاه تعداد آنها به بیست میلیون میرسد 50 کیلومتر در ثانیه است که در صورت نبود اتمسفر و جو زمین این شهاب ها زمین را به منطقه ای غیر مسکونی تبدیل می کردند.اگر شکل کره ماه را دیده باشید متوجه می شوید که روی این قمر چامه های بسیار زیادی وجود دارد که ناشی از برخورد سنگ های آسمانی است.شاید رقمی که درباره تعدا این شهاب ها ذکر شد اندکی تامل بر انگیز باشد.ولی شایان ذکر است که جرم بعضی از این شهاب ها به یک هزارم گرم نیز می رسد ولی بدلیل سرعت فوق العاده ای که دارند نیروی تقریباً معادل ذرات زیر اتمی که بمب مخرب را تشکیل می دهند را دارند.البته در این کش و قوس تعدادی از شهاب های بسیار بزرگ نیز به زمین رسیده اند و توانسته اند خود را از کمربند محافظ زمین عبور دهند و بار دیگر این موضوع را در ذهن انسان تداعی کنند که اگر این شهاب ها تعدادشان از این زیاد بود چه اتفاقی می افتاد!!از جمله این شهاب ها،شهاب معروف و بزرگ سیبری است که در سال 1908 به زمین اصابت کرد که فضای زیادی را روی زمین اشغال کرد.همچنین تلفات زیادی را بر جای گذاشت.شهابی دیگر که در آریزونا افتاده است دارای قطری معادل 1000متر و عمق 20متر بود.موضوعی دیگر که مد نظر ماست لایه ازن است که با ضخامت ناچیزی که دارد کاری بس بزرگ انجام می دهد.متاسفانه امروز بدلیل دخالت انسان در طبیعت و رها کردن گاز های cfc و گاز های مخرب دیگر این لایه ارزشمند را از جاهایی سوراخ کرده است.خوشبختانه چند دهه قبل کشورهایی با تنظیم موافقت نامه ای گسترش این گازهای مخرب را و تولید انها را به حداقل رسانده اند که خود این گام ارزشمندی در مواظبت از این لایه ارزشمند میبا شد.لایه اوزن متشکل از گازهای O3 است که هنگامی که امواج فرا بنفش به جو زمین نزدیک می شود توسط این مولکول با گرفتن اندکی انرژی و شکستن مولکول O3 و تبدیل آن به O2¬+O →O3 امواج فرو سرخ تبدیل می شوند که هیچ ضرری برای اهالی زمین ندارند.س÷س این مولکول ها دوباره با هم ترکیب شده و مولکول اوزن را دوباره می سازند.

رسیدن امواج فرا بنفش به کره زمین باعث ایجاد سرطان پوست در میان جانداران می شود ولی مقدار کم آن نه تنها ضرری ندارد بلکه برای حیات زمین حیاتی می باشند.که جو زمین این اجازه را می دهد.

و امّا یکی دیگر از فواید جو اطراف کره زمین؛با توجه به این که دمای فضاهای بین سیاره ها و اجرام آسمانی به27 درجه سلیسیوس میرسد در صورت نبود جو اطراف کره زمین،این کره خاکی به محیطی تبدیل می شد که در روز ها بسیار گرم و در شب ها بسیار سرد بود.

مواردی که ذکر شد تنها گوشه ای بود از شگفتی های جو که از این آیه استفاده می شود که خداوند کریم 1400 سال پیش آن را بر انسان نازل کرده بود.از مواردی دیگر که درباره این موضوع در قرآن وجود دارد

اقلم ینظروا الی السّماء

اشاره کرد که عبارت و مالهای من فروج گواه بر این موضوع است.

2) والسّماء ذات الرّجع(طارق/11)و سوگند به آسمان بازگرداننده

خداوند در این آیه به آسمان بازگرداننده قسم خورده است که خود نشانه حیاتی بودن این مسئله است.از مهمترین موضوعات می توان به بخار آب اشاره کرد که بر اثر حرارت نور خورشید بخار شده و به آسمان می رود س÷س در لایه تروپسفر(یکی از لایه های جو اطراف کره زمین که در فاصله 12 کیلومتری سطح زمین است)متراکم شده و به زمین باز می گردد.که اگر چنین نبود آب در اقیانوس ها باقی نمی ماند و قاره ها و خشکی ها به بیابانی خشک تبدیل می شدند.مورد بعدی امواج رادیویی می باشند که پس از منتشر شدن از مرکزی معیّن پس از برخورد به جو زمین دوباره به زمین باز می گردند و موجبات پخش برنامه های تلویزیونی را فراهم می سازند.

همچنین اتمسفر مانع خارج شدن امواج فروسرخ که در طول روز به زمین تابیده اند در هنگام شب می شود تا از پایین رفتن شدید دما در کره خاکی جلوگیری کند.مواردی که ذکر شد بازگشت چیز هایی بود که از طرف کره زمین آمده بودند.و امّا بازگشت چیز هایی که از فضا به طرف زمین می آیند.

این موضوع به طور مفصل مورد بحث و بررسی قرار گرفت.بنابر این تنها به ذکر آنها بسنده می کنیم:

1) امواج فرا بنفش

2)شهاب ها و سنگ های آسمانی

3) امواج غیر مرئی کیهانی

3) الّله الّذی رفع السماوات بغیر عمدٍ تردینها...(رعد/2)

این موضوع به زمان قدیم باز می گردد که قبل از نازل شدن این آیه خرافاتی در میان مردم بود که آسمان توسط کوه ها که ستون هایی برای نگه داشتن آسمان هستند قرار دارد.طبق این آیه خداوند این موضوع را صراحتاً رد می کند.

4) و السّماء بنبینها بأییدٍ وانّالموسعون(ذاریات/47)

در این آیه خداوند طبق کلمه لموسعون که به معنی گسترش دهنده است آسمان را همواره در حال گسترش می داند.عبارت لموسعون یعنی ما همواره گسترش می دهیم و دلیل بر تداوم این موضوع است.

از نظر علمی ستارگان با سرعت زیاد از مرکز کهکشان دور می شوند.حتی دانشمندان توانسته اند سرعت برخی از آنها را اندازه گیری کنند.سرعت دور شدن و تند شدن عقب نشینی کرات که تاکنون اندازه گیری شده 66 هزار کیلومتر در ثانیه می باشد.با توجه به این موضوع می توان نتیجه گرفت که آسمان یا همان فضای بین کرات هموهره در حال گسترش است.دانشمندان از این موضوع استفاده کرده اند که جهان آفرینش دارای نقطه شروعی بوده است و پس از انفجاری بزرگ جهان کنونی در گذر زمان بوجود آمده است.در حالی که قرآن کریم این موضوع را 1400 سال پیش

(بدیع السماوات والارض...)انعام/101

یکی دیگر از فواید جو زمین دیده شدن آسمان به رنگ آسمان است.دلیل این موضوع شکست نور است که باعث دیده شدن آسمان به رنگ آبی می شود.حال شما تصور کنید که این موضوع وجود نداشت.در نتیجه شما آسمان را به رنگ سیاه می دیدید در حالی که اطراف خود را غرق در نور می دیدید؛چه حالی به شما دست می داد.آری!این خداوند کریم است که با کرامت خود انسان را بی نیاز می سازد و با تدبیر و حکمت خود این چنین شرایط را برای انسان فراهم می کند.خود در قرآن می فرماید که هیچ شکافی در نظام آفرینش وجود ندارد.هر چقدر که انسان در آن تفکر و تأمل کند و جستجو نماید هیچ رخنه ای نمی تواند بیابد.

همه مطالبی که ذکر شد تنها قطره ای بود از دریای علم الهی که خداوند در قرآن کریم به آن اشاره کرده
است.و خود دلیل محکمی برای اثبات الهی بودن قرآن کریم است

www.akairan.com

sky-star-night (9) sky-star-night (10)




      


 

 

اعجاز علم لدنی (علم ناآموخته) !!

 

- قلب، صنوبرى شکل آفریده شده است تا هنگام آویختگى، نوک باریکش وارد ریه شده و از نسیم آن خنک گردد و نیز مغز سر از حرارت آن آسیب نبیند.

post_image



- ریه را در دو قسمت آفریده تا قلب میان فشارهاى آن دو (هنگام باز و بسته شدن) داخل شده و هوا بگیرد.

سلول های بنیادی ریه برای درمان بیماری های مزمن و یا عفونی ریه



- کلیه ها مانند لوبیا ساخته شده اند، براى این که «منى » از کلیه ها قطره قطره به سمت مثانه مى چکد. اگر کلیه ها کروى و یا به شکل چهارگوش بودند، قطرات منى که همواره در حال انبساط و انقباضند، به یکدیگر برخورد کرده و در نتیجه هنگام خروج، موجب التذاذ نمى شدند.

پاکسازی و درمان بیماریهای کلیه


- این که کاسه زانوها به سمت جلو قرار گرفته، به این جهت است که انسان رو به جلو حرکت مى کند. سنگینى بدن انسان رو به جلو است. وقتى زانوها به عقب خم شوند، تعادل انسان حفظ شده، راه رفتن و حرکات انسان ناموزون و لرزان نمى شود.

 89


- این که کف پاها را گود و قوسى مانند، خلق کرده به این جهت است که تمام کف پاها با زمین تماس پیدا نکند. زیرا اگر تمام کف پاها به زمین تماس پیدا کند، پا، چشم و اعصاب صدمه مى بینند.

mohandesiequran.blogfa.com




      


 

سوره بقره آیه 196 { وَ أَتِمُّواْ الحَْجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْىِ وَ لَا تحَْلِقُواْ رُءُوسَکُمْ حَتىَ‏ یَبْلُغَ الْهَدْىُ محَِلَّهُ فَمَن کاَنَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِّن صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلىَ الحَْجّ‏ِ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْىِ فَمَن لَّمْ یجَِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فىِ الحَْجّ‏ِ وَ سَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کاَمِلَةٌ ذَالِکَ لِمَن لَّمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِى الْمَسْجِدِ الحَْرَامِ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَاب‏ }

 { حج وعمره را براى خدا به پایان برید، و اگر [به علتى‏] از انجام آن ممنوع شدید، آنچه را از قربانى براى شما میسر است [ قربانى کنید و از احرام در آیید ] و سر خود را نتراشید تا قربانى به محلش برسد و از شما اگر کسى بیمار بود یا در سرش ناراحتى و آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد، جایز است سر بتراشد و] کفّاره‏ اى چون روزه، یا صدقه یا قربانى بر عهده اوست. و هنگامى که [از علل ممنوعیّت‏] در امان بودید، پس هر که با پایان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود، آنچه از قربانى میسر است [قربانى کند]. و کسى که قربانى نیابد، سه روزْ روزه در همان سفر حج و هفت روزْ روزه هنگامى که بازگشتید بر عهده اوست این ده روز کامل است [و قابل کم و زیاد شدن نیست‏]. این وظیفه کسى است که [خود و] خانواده‏ اش ساکن و مقیم [منطقه‏] مسجد الحرام نباشد. و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا سخت کیفر است }


سوره مائده آیه 95 { یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَقْتُلُواْ الصَّیْدَ وَ أَنتُمْ حُرُمٌ وَ مَن قَتَلَهُ مِنکُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاءٌ مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یحَْکُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنکُمْ هَدْیَا بَلِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاکِینَ أَوْ عَدْلُ ذَالِکَ صِیَامًا لِّیَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عَادَ فَیَنتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انتِقَام‏ }

{ اى اهل ایمان! در حال احرام شکار را نکشید، و اگر یکى از شما از روى عمد شکار را بکشد، باید مثل آن شکار حیوانى را قربانى کند و این حکم باید با نظارت دو نفر عادل انجام گیرد و به کعبه اهدا گردد و یا چند مسکین را به عنوان کفّاره طعام دهد و یا معادل آن روزه بگیرد و این بدین خاطر است که کیفر خلاف خود را ببیند و خدا از گذشته ‏اش درگذرد و اگر کسى دوباره مرتکب شکار در حال احرام شود، خداوند از او انتقام می ‏گیرد و خدا مقتدر و انتقام گیرنده است }


سوره بقره آیه 183 { یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلىَ الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون‏ } 

 { اى کسانى که ایمان آورده ‏اید روزه بر شما واجب شده همانطور که بر اقوام قبل از شما واجب شده بود و این دستور براى آن است که پاک و پرهیزکار شوید }


سوره بقره آیه 184 { أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کاَنَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلىَ‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَ عَلىَ الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیرًْا فَهُوَ خَیرٌْ لَّهُ وَ أَن تَصُومُواْ خَیرٌْ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُون‏ }

 { چند روز معیّنى را باید روزه‏ دار باشید و هر کدام از شما بیمار یا مسافر باشد، روزهاى دیگر را به ‏جاى آن روزه بگیرد، و آنان که طاقت روزه گرفتن ندارند، به‏ جاى آن مسکینى را طعام دهند و هر که از روى اطاعت پروردگار خوبى کند براى او بهتر است و اگر بدانید روزه گرفتن براى شما بهتر است }


سوره بقره آیه 185 { شهَْرُ رَمَضَانَ الَّذِى أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى‏ وَ الْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشهَّْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلىَ‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَ لِتُکَبرُِّواْ اللَّهَ عَلىَ‏ مَا هَدَئکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون‏ }

 { ماه رمضان ماهى است که قرآن در آن نازل شده همان قرآنى که هدایت کننده مردم و داراى دلایل روشن هدایت و معیارهاى سنجش حق و باطل است. بنا براین هر کدام از شما این ماه را درک کرد، باید روزه بگیرد و آنها که بیمار و یا مسافرند، روزهاى دیگر را به ‏جاى آن روزه بگیرند. خداوند براى شما راحتى را می ‏خواهد و زحمت را نمی ‏خواهد تا شما تعداد این روزها را کامل کنید و خدا را براى آنکه شما را هدایت کرده به بزرگى یاد کنید شاید شکرگزارى کنید }


سوره بقره آیه 187 { أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلىَ‏ نِسَائکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تخَْتَانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَ عَفَا عَنکُمْ فَالَْنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَ کلُُواْ وَ اشْرَبُواْ حَتىَ‏ یَتَبَینَ‏َ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الخَْیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلىَ الَّیْلِ وَ لَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَکِفُونَ فىِ الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا کَذَالِکَ یُبَینِ‏ُّ اللَّهُ ءَایَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُون‏ }

 { در شبِ روزهایى که روزه ‏دار هستید، آمیزش با زنانتان براى شما حلال شد. آنان براى شما لباسند و شما براى آنان لباسید. خدا می ‏دانست که شما [پیش از حلال شدن این کار] به خود خیانت می ‏کردید، پس توبه شما را پذیرفت و از شما در گذشت. اکنون [آزاد هستید که‏] با آنان آمیزش کنید و آنچه را خدا [در این کار] براى شما مقرّر داشته [از فضیلت، ثواب، پاکدامنى از حرام و فرزند شایسته‏] طلب کنید. و بخورید و بیاشامید تا رشته سپید [صبح‏] از رشته سیاه [شب‏] براى شما آشکار شود سپس روزه را تا شب به پایان برید. و در حالى که در مساجد معتکف هستید با زنان آمیزش نکنید. اینها حدود خداست، به آنها نزدیک نشوید. خدا این گونه آیاتش را براى مردم بیان می ‏کند تا [از مخالفت اوامر و نواهى او] بپرهیزند }

 

www.ahadith.ir

 



سخنان پیامبر درباره ماه رمضان,حدیث درباره ماه رمضان,روزه گرفتن

 

مبطلات روزه

 نُه چیز روزه را باطل می‌کند :

1ـ خوردن و آشامیدن؛

2ـ جماع؛

3ـ استمناء (استمناء آن است که انسان با خود کاری کند که منی از او بیرون آید)؛

4ـ دروغ بستن به خدا و پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و جانشینان پیغمبر و معصومین علیهم‌السلام؛

5ـ رساندن غبار به حلق؛

6ـ فرو بردن تمام سر در آب؛

7ـ باقی ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح؛

8ـ اماله کردن با چیزهای روان؛

9ـ قی کردن.






      


سوره یس,خواص سوره یس,ثواب سوره یس

 

از فشار قبر ایمن خواهد بود؛ و پیوسته از قبرش تا پهنه آسمان نوری می درخشد تا هنگامی که خداوند او را از قبرش خارج نماید.

اغلب م?منین شناخت عمیقی از «سوره یس» ندارند و از مناقب و فضائل و آثار دنیوی و اخروی آن غافل هستند. لذا در دام مشکلات، غم‌ها و غصه‌ها و کدورت‌ها گرفتار می مانند. اما در مجلس محبّت و مودّت مقرّبان درگاه خداوند، از «سوره یس» سخن بسیار است و انسان با اندک توجّهی به بیانات پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و بزرگان مکاشفه و سیر و سلوک، به این حقیقت پی می برد که سوره یس از موقعیت ویژه و مرتبه‌ای بس بلند برخوردار است و اگر آدمی بتواند با آن فضایل و مناقب آشنا شود، خواهد توانست فواید کاملی را از آن خود سازد.

امامان (علیهم السلام) برای این که م?منان را از موقعیت ممتاز این سوره که چونان قلّه‌ای پوشیده از فضایل است، آگاه کنند، فرموده اند: «یس قلب قرآن است».

موقعیت ممتاز و جایگاه برتر و منحصر به فرد بودن قلب در بدن انسان بر کسی پوشیده نیست. سوره یس نیز دارای همان موقعیت و جایگاه در میان دیگر سوره ها است و از این رو لازم است قدری از برداشت سطحی و عمومی از این سوره فراتر رویم و با بخشی از فضایل و مناقب این سوره آشنا شویم.

چنین نیست که فضایل و عجایب سوره یس تنها در زمانه خاصّی کشف شده باشد. با مطالعه تاریخ در می یابیم از همان صدر اسلام، از این سوره با شگفتی یاد می‌شده و فضایلش معروف بوده است. حتّی گاهی بزرگانی را به فکر وا می داشته که این همه فضیلت برای این سوره ناشی از کدام یک از آیات آن است.

ابن عباّس می گوید: مدّت ها فکر می کردم که منشأ این همه فضیلت در سوره یس چیست. او می‌گوید تمام آثار و فضایل این سوره به دلیل وجود این آیه شریفه ‌است: «إنَّما أمْرُهُ إذا أرادَ شَیئاً اَنْ یقولَ لَهُ کُنْ فَیکُونَ» «همانا فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می گوید: «موجود باش!» آن نیز بی درنگ موجود می شود.»

 طرز خواندن سوره یس
بزرگانی که خود با این سوره مأنوس بوده‌اند اغلب برای شاگردان و افراد پاک نهاد در مورد قرائت آن سوره دستورالعمل هایی نیز داشته‌اند.

متألّه بزرگ قرآنی و عارف بلند پایه، آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی (ره) به شاگردان خود چنین سفارش می کردند که هر شب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید، ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن، 14 صلوات بفرستید. یعنی این سوره را در بین این صلوات‌ها قرار دهید. بی شک این 14 صلوات هم یکی از اسرار مهم سیر و سلوکی در مکتب اهل بیت است.

آن بزرگ مرد فرموده بودند: بنده در زندگی به هر چه که رسیده‌ام و هرچه به دست آورده‌ام از برکت این سوره می باشد.

با توجه به این فرمایش می‌توان گفت: «یس در این مکتب، محور سیر و سلوک و نردبان رسیدن به بالاترین مقامات معنوی می‌باشد»

امام صادق علیه السّلام فرمودند:

هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن سوره یاسین است. کسی که قبل از خواب یا در روز آن را تلاوت کند، در آن روز محفوظ بوده و روزی می خورد.

و کسی که در شب قبل از خواب آن را تلاوت نماید، خداوند هفتاد هزار فرشته را بگمارد تا او را از شر شیطان رانده شده و هر آفتی حفظ نمایند؛ و اگر در فردای آن شب بمیرد، خداوند او را به بهشت می برد و سی هزار فرشته به هنگام غسل او حاضر می شوند که همگی برای او استغفار می نمایند و با استغفار برای او، تا قبرش او را تشییع می نمایند؛ و هنگامی که وارد قبرش می شود، آن فرشتگان در داخل قبر او عبادت می کنند و ثواب عبادت آنان برای او خواهد بود؛ و به اندازه میدان دید چشمهایش، قبرش را وسعت می بخشد؛ از فشار قبر ایمن خواهد بود؛ و پیوسته از قبرش تا پهنه آسمان نوری می درخشد تا هنگامی که خداوند او را از قبرش خارج نماید.

و هنگامی که او را از قبرش خارج نمود، فرشتگان خداوند پیوسته با او هستند و او را بدرقه کرده با او صحبت نموده، در صورت او می خندند و او را به تمامی خیرات مژده می دهند. و بدین ترتیب، او را از پل صراط و میزان عبور داده و به گونه ای او را به خداوند نزدیک می نمایند که کسی نزدیکتر از او به خدا نباشد، مگر فرشتگان مقرّب خدا و پیامبران فرستاده او.

او همراه با پیامبران در برابر خداوند می ایستد و هنگامی که دیگران غم و اندوه دارند و بی تابی می نمایند، او غم و اندوهی نداشته و بی تابی نمی نماید. آنگاه پروردگار متعال به او می فرماید:

شفاعت کن که من همه شفاعت های تو را می پذیرم و بخواه که هر چه را بخواهی به تو عطا می نمایم. او نیز می خواهد و عطا می شود و شفاعت می کند و پذیرفته می شود. و هنگامی که از عده ای حساب می کشند و آنان را نگهداشته و ذلیل می شوند، او حسابی نداشته و او را نگه نمی دارند، ذلیل نمی شود؛ بخاطر هیچ کدام از کارهای بدش بدبخت نمی شود و نامه عملش را باز کرده و به او می دهند. آنگاه از نزد خداوند پایین می آید و مردم می گویند: سبحان اللَّه! این بنده خدا هیچ خطائی نداشت و از همنشینان حضرت محمد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم است.

امام باقر علیه السّلام فرمودند: کسی که یک بار در عمر خود سوره یس را بخواند، خداوند به شماره هر آفریده ای در دنیا و هر آفریده ای در آخرت و در آسمان دو هزار حسنه برای او نوشته و دو هزار گناه او را پاک می نماید و دچار فقر، زیان مالی، زیر آوار ماندن، بیچارگی، دیوانگی، جذام، وسواس و بیماری زیانبخش نمی شود.

و خداوند سختی های مرگ و ترس های آن را برای او آسان نموده و قبض روح او را خود به دست می گیرد و از کسانی خواهد بود که خداوند برای آنان گستردگی در زندگی، خوشحالی هنگام زیارت خداوند و رضایت به ثواب الهی را در آخرت برای آنان تضمین نموده است. و خداوند متعال به تمام فرشتگان آسمانی و زمینی اش می فرماید: همانا که از فلانی راضی شدم؛ پس برای او استغفار نمایید.


منبع : سایت بیتوته




      


حضرت عیسی(ع) یکی از بزرگ‌ترین پیامبران الهی است. نام این بزرگوار در ردیف چهار پیامبر اولوالعزم دیگر قرار دارد. او خلقتی شبیه به آفرینش حضرت آدم دارد؛ به این معنا که خداوند او را بدون این‌که پدری داشته باشد، از مادرش، مریم عذراء(س) که دختری پاک‌دامن بود، به دنیا آورد.
تولد

پدربزرگ حضرت عیسی، عمران نام داشت. همسر او هنگامی که باردار شد، به تصوّر این‌که فرزندی که در شکم دارد، پسر خواهد بود، نذر کرد که او را به خدمت بیت‌المقدس بگمارد. وقتی نوزاد متولد شد، دید که دختر است؛ لذا نامش را مریم گذاشت و با این حال، پس از این‌که مقداری بزرگ شد، او را به خدمت بیت‌المقدس فرستاد. حضرت زکریا سرپرستی او را بر عهده گرفت. طی این مدت، مریم به چنان مقام والایی دست یافت که خداوند از آسمان برایش روزی می‌فرستاد. البته افراد دیگری  غیر از حضرت زکریا(ع) هم داوطلب نگه‌داری از حضرت مریم بودند و می‌خواستند این افتخار را نصیب خود کنند؛ از این‌رو برای انتخاب شدن شخص نگه‌داری‌کننده، از طریق قرعه کشی و با استفاده از قلم‌هایشان، قرعه به نام حضرت زکریا زده شد.
تا این‌که روزی حضرت مریم، از مردم کناره گرفت و به قسمت شرقی بیت‌المقدس رفت و خود را از دید مردم مخفی داشت. خداوند فرشته‌ای را به شکل انسانی به سراغ او فرستاد تا حضرت عیسی را به او بدهد. بدین ترتیب، بدون این‌که حضرت مریم با مردی تماس داشته باشد، باردار شد. در برخی از روایات آمده، حضرت مریم از طریق خوردن دو دانه خرمایی که حضرت جبرئیل(ع) برایش آورده بود، باردار شد.
مدت زمانی که حضرت مریم، فرزندش را حمل می‌کرد، متفاوت ذکر شده؛ برخی روایات آن‌را شش ماه دانسته‌اند و برخی دیگر آن‌را نُه ساعت به ازای نُه ماه گفته‌اند.وقتی زمان تولد حضرت عیسی فرا رسید، درد زایمان، حضرت مریم را به پای نخل خشکیده‌ای کشاند. حضرت مریم از این‌که به زودی آماج تهمت‌های مردم قرار خواهد گرفت، بسیار نگران بود؛ به اندازه‌ای که آرزوی مرگ کرد. اما حضرت عیسی که تازه متولد شده بود، به امر خدا به سخن آمد و مادرش را دلداری داد. او گفت: «نگران نباش که خدا برایت چشمه گوارایی در زیر پایت جوشانده است. تنه این نخل را به سمت خود تکان بده تا برایت رطب تازه بریزد. از این نعمت‌ها تناول کن و خوشحال باش. هر کس تو را دید، به او بگو که من امروز روزه سکوت گرفته‌ام و با کسی حرف نخواهم زد».
حضرت مریم با قلبی مطمئن، در حالی‌که فرزندش را در آغوش گرفته بود، به سمت قوم و قبیله‌اش برگشت.
مردم ظاهر بین، با دیدن این صحنه، نسبت به مریم بدگمان شده و به او گفتند: «تو کار خیلی بدی انجام دادی. ای خواهر هارون! پدر و مادرت افراد منحرفی نبودند. تو چرا به این فساد مبتلا شدی؟!».
حضرت مریم با اشاره به آنان فهماند که روزه سکوت گرفته و باید سؤال خود را از نوزادی که در آغوش دارد بپرسند.
مردم با تعجب گفتند: «ما چه طور می‌توانیم با کودکی که تازه متولد شده، سخن بگوییم؟!».
این‌جا بود که مردم برای اولین بار، معجزه عیسای تازه متولد شده را با چشم و گوش خود دیدند و شنیدند. به قدرت الهی، حضرت عیسی زبان به سخن گشود و با مردم صحبت کرد و گفت: من بنده خدا هستم. او مرا به پیامبری برگزیده و به من کتاب آسمانی عطا کرده است. او مرا مخلوقی مبارک و پُر خیر و برکت قرار داده و مرا به خواندن نماز تا زمانی که زنده هستم، سفارش کرده است. او دستور داده تا با مادرم مهربان باشم و مرا سرکش و بدبخت قرار نداده. درود بر من، آن روزی که متولد شدم و آن روزی که خواهم مرد و آن روزی که مبعوث خواهم شد.
حضرت عیسی با این سخنان، آن تهمت بزرگ را از مادر خود دور کرد و پیامبری خود را برای مردم ثابت ساخت.
مرحله رشد

تنها رسالت حضرت عیسی(ع) در ساعات اوّلیه پس از ولادت، اثبات بی‌گناهی حضرت مریم و مقام پیامبری خود بود. اما هنوز مسئولیت هدایت و تبلیغ دین الهی،‌ بر عهده او قرار داده نشده بود. در عین حال خطراتی از جانب گروهی از یهودیان، جان حضرت عیسی را تهدید می‌کرد. خداوند آن دو را به مکانی امن و مناسب راهنمایی کرد؛ سرزمین مرتفعى که داراى امنیّت و آب جارى بود تا حضرت عیسی مراحل رشد و نمو خود را طی کند و آماده تبلیغ رسالت آسمانی خود شود. در برخی از روایات آمده که آن مکان، منطقه «نجف» بود.
دوران نبوت

حضرت عیسی در دامان پاک حضرت مریم پرورش یافت تا این‌که به سن هفت یا هشت‌سالگی رسید. در این هنگام مأموریت یافت تا بنی‌‌اسرائیل را هدایت کند و آنان را از گمراهی نجات دهد.
خداوند به حضرت عیسی کتاب تورات را تعلیم داد و انجیل را به او آموخت و حکمت و علوم مخصوص خود را به او عطا کرد.
خداوند همان‌گونه که به پیامبران دیگر، معجزاتی عطا کرده بود، به حضرت عیسی نیز معجزات بزرگی عطا کرد تا پیامبری او را به مردم اثبات کند.
یکی از معجزات او این بود که با گِل، پرنده می‌ساخت. سپس در آن می‌دمید و آن مجسمه، به اذن الهی تبدیل به پرنده‌ای زنده می‌شد. خداوند به او این اجازه را داده بود تا نابینایان و کسانی که دچار بَرص هستند، شفا دهد. یکی از شگفت‌انگیزترین معجزه حضرت عیسی، زنده کردن مردگان بود. او به امر الهی، افراد متعددی را زنده کرد. او حتی از غذاهایی که مردم در خانه خود می‌خوردند و یا ذخیره می‌کردند به آنها اطلاع می‌داد.
«مائده آسمانی» معجزه دیگری از حضرت عیسی بود که با درخواست حواریون(شاگردان خاص عیسی مسیح) انجام شد. این سفره غذا از آسمان نازل شد و با این‌که فقط نُه قرص نان و نُه ماهی کوچک در آن بود، چهار هزار و هفت‌صد نفر را سیر کرد.
با وجود این همه معجزات، عده کمی از مردم به حضرت عیسی ایمان آوردند که در صدر آنها حواریون بودند. تعداد حواریون دوازده نفر بود و عالم‌ترین آنها «الوقا» نام داشت. اما کسانی که از بنی‌اسرائیل راه کفر را در پیش گرفتند، مورد لعن حضرت عیسی قرار گرفته و بنابر نقلی مسخ شده و تبدیل به میمون شدند.
سرانجام حضرت عیسی

برخی از یهودیان که دشمنی حضرت مسیح را در دل داشتند، کمر به کشتن او بستند. با خیانت یکی از حواریون به نام یهودای اسخریوطی که قلباً به او ایمان نیاورده بود و منافق محسوب می‌شد، محل اختفای حضرت عیسی افشا شد و دشمان به آن‌جا رفته و شخصی که در ظاهر شبیه به حضرت عیسی بود را دستگیر کردند. مسیحیان و دیگر افراد چنین اعتقاد دارند که دشمنان حضرت مسیح، او را در روز جمعه به صلیب کشیده و او را کشتند. اما پس از گذشت سه روز از مرگ حضرت عیسی، روز یکشنبه، او دوباره زنده شده و به آسمان رفته است.
اما کتاب آسمانی قرآن، کشته شدن و به صلیب کشیده شدن حضرت مسیح را رد می‌کند و می‌فرماید: «آنها مسیح را نکشتند و به صلیب نکشاندند بلکه شخص دیگری را اشتباهاً به جای او به صلیب کشاندند و خودشان هم یقین به این موضوع نداشتند، بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد». آری، خداوند او را از شر دشمنانش حفظ کرده و به آسمان برد تا این‌که در زمان ظهور حضرت مهدی(عج) به زمین برگرداند و او پشت سر آن‌حضرت نماز بخواند.


[1]. آل عمران، 59: «مَثَل عیسى در نزد خدا، همچون آدم است که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: "موجود باش!" او هم فوراً موجود شد». [2]. آل عمران، 35 - 37. [3]. آل عمران، 44. [4]. مریم، 16 - 22. [5]. برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج 2، ص 537، قم، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، 1371ق. [6]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج ‏1، ص 465، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم 1407ق. [7]. بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 707، قم، مؤسسه بعثت، چاپ اول، 1374ش. [8]. مریم، 23 - 26. [9]. مریم، 27 - 33. [10]. مؤمنون، 50. [11]. بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 23، مؤسسه بعثت، قم، چاپ اول، 1374ش. [12]. عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیّاشی‏، محقق، رسولى محلاتى، هاشم، ج 1، ص 174، تهران،‏ المطبعة العلمیة، چاپ اول، 1380ق.

 




      


نام مبارک  حضرت آدم(ع) که نخستین پیامبراست بیست وپنج باردرقرآن آمده است. امام صادق(ع) می فرماید:دلیل نامیدن آدم به این نام بدان خاطر است که او از ادیم وپوسته وقشر زمین آفریده شده است.

خداوند آدم را بدون پدر ومادر آفرید تا دلیلی باشد بر قدرت الهی. وی نهصد وسی سال عمر کرد وسرانجام در پی تبی طولانی در روز جمعه یازده محرم وفات یافت.

آدم از دوبعد تشکیل شده است جسم وروح.خدا نخست جسم او را ساخت وسپس در روح خویش در او دمید واو را به صورت کامل زنده ساخت.

هنگامی که خداوند اراده کرد تا در زمین خلیفه ونماینده ای که حاکم زمین باشد قرار دهد فرشتگان از این خبر شگفت زده شدند وعرضه داشتند آیا در زمین انسانی را قرار می دهی که با گناه ومعصیت در آن فساد کند وبه خونریزی بپردازد در حالیکه ما آنگونه که در شان توست تو را منزه دانسته وبه شکرانه ات تو را مدح وستایش می کنیم. آنهاخود را به جانشینی در زمین سزاوار تر می پنداشتند اما خداوند با اسرار غیبی که بر  آنان پوشیده بود پاسخ داد خداوند چیزی را می داند که آنان از آن آگاهی ندارند.پس از آفرینش آدم (ع) خداوند اسماء را به او آموخت تا در زمین توان یافته واز آن بهره مند گردد. از طرفی خداوند سبحان اراده فرموده بود که عینا به فرشتگان بنمایاند این آفریده جدید که به دیده حقارت بدان می نگریستند دارای دانش و شناختی برتر ازآنان  است سپس از جانب خداوند به فرشتگان دستور رسید که چنین سنبل خلقت را مورد تکریم واحترام فوق العاده قرار دهند وبر آدم سجده کنند وهمه سجده کردند به جز ابلیس که سرپیچی کرد وتکبر ورزید واز کافران محسوب گشت.

پس از برگزیدگی آدم ومسجود فرشتگان قرار گرفتن به وی وزوجه اش از جانب خداوند دستور رسید که در بهشت مسکن گزینند وبه نعمتهای خدایی متنعم گردند ولی از یک درخت ممنوعه تناول نکنند ونزدیک آن نگردندولی شیطان به سراغ آنان آمدوآنهاراوسوسه کردوآنهارابافریبکاری ازمقامشان فرودآوردولباسهای کرامت واحترام ازاندامشان فروریخت وآدم وحوا سریع به  اشتباه خودپی بردندوتوبه کردندولی خداوندآنهارااز بهشت به زمین فرود آورد وآنها را آگاه ساخت که باید در زمین اقامت کنند وآنرا آباد سازند وتا پایان عمرشان از آن بهره مند شوند.

آدم وحوا وقتی از بهشت دنیا اخراج شدند در سرزمین مکه فرود آمدند .حضرت آدم بر کوه صفا در کنار کعبه هبوط کرد از اینرو آنرا کوه صفا گویند که آدم صفی ا.. (برگزیده خدا)در آنجا وارد شد وحضرت حوا بر بالای کوه مروه (یعنی زن که منظور حوا است) فرود آمد ودر آن سکونت گزید .

آدم چهل شبانه روز به سجده پرداخت واز فراق بهشت گریه کرد وبه گناه خود اقرار نمود وخداوند مهربان به آنها لطف کرده وکلماتی را به آنها آموخت تا آدم وحوا در دعای خود آن کلمات را از عمق جان بگویند وتوبه خود را آشکار وتکمیل نمایند.

نامها عبارت بودند از:

محمد       علی        فاطمه       حسن          حسین

 

فرزندان حضرت آدم(ع) 

حضرت آدم وحوا وقتی که در زمین قرار گرفتند خداوند اراده کرد که نسل آنها را پدید آورده و در سراسر زمین منتشر گرداندحضرت آدم در نوبت اول صاحب یک فرزند پسر به نام قابیل ویک دختر به نام لیوذا ودر نوبت دوم صاحب یک پسر به نام هابیل ویک دختر به نام اقلیما شد.وقتی آنها بزرگ شده وبه سن ازدواج رسیدند خداوند امر کرد که قابیل با خواهر هابیل وهابیل با خواهر قابیل ازدواج کند وچون لیوذا خواهر قابیل زیباتر بود این امر باعث حسادت واعتراض قابیل شدو به وجود آمدن کینه هابیل در دل قابیل شد.بعد از این به فرمان خداوند آدم مامور گشت تا میراث نبوت وگنجینه دانش الهی خود را نزد فرزند کوچکش هابیل به ودیعه نهد.حسادتهای قابیل از یکسو ووسوسه های شیطان از سوی دیگر کینه او را به جوش آورد ونفس سرکش بر او چیره گشت به طوریکه آشکارا به هابیل گفت که تو را خواهم کشت.هابیل که از صفای باطن برخوردار بود او را نصیحت کرد اما این نصایح در روح پلید قابیل اثر نکرد وسرانجام با وسوسه های شیطان او را کشت ودر میان زمین مخفی کرد.

حضرت آدم به سالهای آخر عمر خود رسید واز جانب خداوند فرمان یافت تا رسالت خویش را به فرزندش شیث منتقل سازد واو را به رازداری وتقیه سفارش نمایدچرا که در غیر اینصورت به سرنوشت برادرش قابیل دچار خواهد شد.

آدم در بستر رحلت قرار گرفت و در حالیکه زبانش به یکتایی خداوند وشکر وسپاس مشغول بود به رحمت حق پیوست .شیث پدرش را غسل داد وکفن کرد وبر او نماز خواندودفن کردو به جای پدر نشست وآئین پدرش را به مردم آموخت ونیز این وصایا  را به پسرش شیبان منتقل کرد.

منابع قرآنی:بقره21-30-31-33-34-35-37/آل عمران33-59/مائده13-18-20-22-25-27/اعراف11-19-26-27-31-35-172/اسراء61-65-70/کهف50/مریم58/طه115-116-117-120-121-123/یس60/حج60-انعام2/حجر28-30-35/صافات11/رحمان14




      


سرپرستی مریم از زکریا

سالها از زندگی عمران وهمسرش گذشت اما دارای فرزندی نشدند واین امر حنه را رنج میداد از طرف دیگر خواهرش اشیاع نیز عقیم بود.

روزی حنه مشاهده کرد که پرنده ای در روی درختی به جوجه اش غذا میدهد که این امر باعث شعله ور شدن حس مادریش شد واز ته دل از خدا تقاضای بچه نمود.خداوند نیز دعای او را مستجاب کرد وباردار شد.در این اثنا عمران از دنیا رفت وحنه بیوه شد ونذر کرد که بچه اش را خادم خانه خدا نماید.او منتظر فرزند پسر بود اما خداوند به او دختری را عطا کرد وچون خادمین خانه خدا از میان پسران انتخاب میشدند نگران شد.سپس نام او را مریم نهاد.

مادرش بعد از تولد او را به بیت المقدس برد واو را به آنجا هدیه نمود واز آنجا که آثار بزرگی در مریم آشکار بود موجب نزاع راهبان درپذیرش کفالت وی شد وسرانجام برای برعهده گرفتن او به کنار نهری رفته تا قرعه کشی نمایند.

زکریا نیز جزء آنان بود آنها اسم خود را روی چوبهایی نوشته وبه درون آب انداختند وتنها چوبی که روی آب ایستاد همان بود که نام زکریا به رویش نوشته شده بود.در نتیجه مریم به او واگذار شد.زکریا به نگهبانی ومراقبت از مریم پرداخت تا او بزرگ شد ومتولی بیت المقدس گردید.او روزها روزه میگرفت وشبها به عبادت می پرداخت ودر بنی اسرائیل هیچکس از نظر ایمان به پای او نمیرسید.هر وقت زکریا به دیداراو میرفت غذاهای مخصوصی در کنار محراب او مشاهده میکرد که باعث شگفتیش میشد.روزی با مشاهده میوه ها به او گفت که این میوه های غیر فصل را از کجا می آوری ومریم در جواب گفت:این از طرف خداست واوست که هرکه را بخواهد بیحساب روزی میدهد.

 دعای زکریا وبشارت تولد یحیی

سالها بود که حضرت زکریا وهمسرش اشیاع عقیم بودند واکنون در دوران پیری به سر میبردند.زکریا بارها از خداوند طلب فرزند کرده بود تا بعد از خود وارثی داشته باشد .او روزی بر مریم وارد شد در حالیکه مریم در حال عبادت بود ومشاهده کرد که میوه های تابستانی در فصل زمستان برایش آمده است لذا به این نتیجه رسید که او هم میتواند در پیری بچه دار شود برای همین دست به آسمان بلند کرد وبا تمام وجود از خدا درخواست فرزند نمود وطولی نکشید که جبرئیل نوید تولد یحیی را به او داد.او با شنیدن این خبر از شادی بیهوش شد.او باور نمیکرد که در این سن بچه دار شود واز خدا تقاضای نشانه کرد وخداوند به او وحی کرد که نشانه بچه دار شدنت این است که تا 3 روز زبانت از کار خواهد افتاد وتو برای این نعمت خدا را شکرکن.او بعد از این متوجه شد که زبانش از کار افتاده وفقط در زمان عبادت باز میشود.او در این 3 روز با اشاره لبها وتکان دادن سر با مردم سخن گفت.

طولی نکشید که همسرش احساس بارداری نمود وپس از 6 ماه یحیی متولد شد.ملائکه او را به آسمان بردند وطبق فرمایش امام باقر نخستین غذای بهشتی را به او خورانده وسپس به آغوش پدرش برگرداندند.

شهادت حضرت زکریا

هنگامیکه مریم به اذن خدا بدون شوهر حامله شد شیطان به میان بنی اسرائیل رفت وبه مردم القاء کرد که حامله شدن او کار زکریا بوده است.مردم به اوشوریدند وقصد کشتن او را داشتند که زکریا فرار کرده وبه بیابان رفت.درختی او را به حضور طلبید وزکریا وارد شکاف درخت شد ودرخت شکاف خود را فرو بست.اما شیطان گوشه ای از لباسش را از درخت بیرون گذاشت وبه گروهی از مردم که در جستجوی او بودند گفت که زکریا جادو کرده و داخل  درختی پنهان شده است ونشانه اش نیز این قسمت از لباسش است که از درخت بیرون آمده .سپس به دستور شیطان مردم اره ای را آورده ودرخت را به همراه زکریا به دو نیم کرده واورا به شهادت رساندند.

بعد از شهادت چند ملائکه به دستور خداوند بدنش را غسل داده وکفن کردند وسه روز نیز بر بدنش نماز خوانده وبه خاکش سپردند.

dastanhayeghorane.blogfa.com




      
   1   2      >